تبليغاتX
ســــــــــــا و ا لا نیم

سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387

هیجان بوسه


                                                                

بوسه يعنی وصله ی شيرين دو لب...       

بوسه يعنی مستی از مشروب عشق...

بوسه يعنی لذت دل دادگی...

لذت از شب . لذت از ديوانگی...

بوسه يعنی حس خوبه طعم عشق...

طعم شيرين به رنگ سادگی...

بوسه يعنی آغازی برای ما شدن...

لحظه ای با دلبری تنها شدن...

بوسه سرفصل کتاب عاشقی...

بوسه رمز وارد دلها شدن...

بوسه آتش می زند بر جسم و جان...

بوسه يعنی عشق من با من بمان...

 

 

  

پست مطلب توسط یاکا در 12:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم بهمن 1387

کوتاه ترین داستان عشقی ...


روزی مردی از یک دختر پرسید:           

 

 آیابا من ازدواج می‌کنی؟

 

دختر جواب داد:

 

نه  ........................

 

و از آن پس مرد شاد زیست،

 

 به ماهیگیری و شکار رفت،

 

 کلی گلف بازی کرد،

 

آبجو نوشید و هر جا که خواست رفت

 

و هرچقدر خواست خوابید.

 

پست مطلب توسط یاکا در 13:47 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم بهمن 1387

عشق،ثروت یا موفقیت؟؟


زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

 

پست مطلب توسط یاکا در 13:10 |  لینک ثابت   •