سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
سوک سوک پاسکال!
همهی دانشمندان میمیرند و به بهشت میروند. آنها تصمیم میگیرند كه قایمباشك بازی كنند. از بخت بد اینشتین كسی است كه باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قایم شدن میكنند به جز نیوتن.
نیوتن فقط یك مربع 1متری روی زمین میكشد و داخل آن روبروی اینشتین میایستد. اینشتین میشمرد:
1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100
او چشمانش را باز میكند و میبیند كه نیوتن روبروی او ایستاده است. اینشتین میگوید:
"سوكسوك نیوتن!!" نیوتن انكار میكند و میگوید نیوتن سوكسوك نشده است. او ادعا میكند كه نیوتن نیست. تمام دانشمندان بیرون میآیند تا ببینند چگونه او ثابت میكند كه نیوتن نیست. نیوتن میگوید: "من در یك مربع به مساحت 1متر مربع ایستادهام... این باعث میشود كه من بشوم نیوتن بر متر مربع... چون یك نیوتن بر متر مربع معادل یك پاسكال است،
من پاسكال هستم، پس"سوكسوك پاسكال!!!".
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
شما خوش شانس هستید یا بد شانس

ریچارد وایزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم فروردین 1388
جناس شعرلری 1
در این مجموعه عناوین، شعرهایی از کتاب "باللی بایاتیلار" استاد نصیر پایگذار براتون انتخاب کردم که امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین....

باخ طرف ده کامالا
تئز آلدانما جامالا
اینسان گره ک هر ایشده
حق الیندن، جام آلا
***
داشلاری باللی قالا
بال شانین باللی قالا
کاش یاریمین لبلری
بیر عؤمور ، باللی قالا
***
بو قالانین، چمی وار
باشیندا پرچمی وار
چالیش دوستون چمین تاپ
هر کسین، بیر چمی وار
***
چؤخ دریاوار، آداسیز
آلدانمایین آدا ،سیز
آجی بادام تانینماز
اول گره ک داداسیز
***
یاردان ال اؤزوم؟ اؤلماز
هر قورا ،اؤزوم اؤلماز
یار منده ن جان ایسته سه
یؤخ دئیم؟ اؤزوم اؤلماز
سه شنبه چهارم فروردین 1388
صدا و سیما و تحویل غریبانه سال 1388

لحظه تحویل سال ، در سنت ایرانی ، لحظه ای است که در آن نباید کینه و کدورت راه یابد و ازاین رو ، بسیاری ، قبل از نو شدن سال ، با آنان که گسسته اند ، "آشتی کنان" به پا می دارند و با لبخند و مهربانی بر سر هفت سین می نشینند زیرا بر این باورند که لحظه تحویل را به هر حالی که باشند ، تا آخر سال نیز همان حال ، غالب خواهد بود.
کوچکترها ، بعد از لحظه تحویل سال ،به دست بوس بزرگترها می روند و پدرها و مادرها و پدربزرگ ها و مادر بزرگها ، عیدی های آنان را نگه می دارند تا سال ، تحویل شود و آنگاه عیدی دهند و شادی را به کوچکترها هدیه کنند.
نظر به چنین جایگاهی برای تحویل سال - که هر سال فقط یک لحظه است - آیین های خاصی برای آن ، درگذر زمان مرسوم شده است ، از جمله نشسن بر سر سفره هفت سین ، دعا کردن ، به سبزه و آب و مصحف نگریستن و سرانجام منتظر شنیدن صدای توپ تحویل سال که خبر از آمدن بهار می دهد و نیز ساز و دهل مخصوصی که رسم شده در آغاز سال نواخته می شود و البته خواندن دعای تحویل سال: یا مقلب القلوب... .
صدا و سیما نیز همواره در شکل حداقلی خود با این آیین ها همراه بوده و همه ما به خاطر داریم که هر ساله ، تلویزیون ( و پیشترها رادیو ) همراه همیشگی ایرانیان در لحظه تحویل سال بوده است به گونه ای که ازچند دقیقه مانده به تحویل سال ، اعلام می شد که مثلاً 5 دقیقه مانده به تحویل و دقیقه مانده و .... و یادش به خیر که چقدر با هیجان و گاه هول هولکی ، خودمان را آماده تحویل سال می کردیم تا مبادا آن لحظه برسد و ما هنوز لباس نوهایمان را نپوشیده باشیم یا موهایمان را شانه نزده باشیم و .... تا آن که صدای تیک تیک عقربه ثانیه شمار از یک دقیقه مانده به تحویل پخش می شد و در نهایت ،صدای توپ تحویل سال پخش می شد و موسیقی تحویل سال و دعای "یا مقلب القلوب..." و به این ترتیب ، سال را با چه حلاوتی با تلویزیون تحویل می کردیم.
امسال اما ، از این حال و هواها در رسانه ملی خبری نبود و خیلی از ایرانی ها ، متوجه نشدند که سال ، کی تحویل شد و توپ تحویل را کی "در کردند" و ... انگار نه انگار که سالی رفت و سالی آمد.
آیین تحویل سال در رسانه ملی ، امسال ، اصلاً ملی نبود و این در حالی است که نوروز ، تقریباً تنها یادگار بازمانده ایرانیان از میان آیین های کهن ملی است و صد البته ارج نهادنش نیز یک وظیفه ملی است.
متاسفانه در سال های اخیر ، برخی افراد و صاحبان تریبون ، دررویکردی خطا آلود ، کوشیده اند نوروز را بی مقدار جلوه دهند و حتی آن را در مقام مقایسه با اعیاد دینی و مذهبی قرار دهند بی ارج نامندش! و این در حالی است که برای ایرانیان ، هم دین و مذهب شان ، محترم و عزیز است - بدان اندازه که در این راه ، حتی جان نیز می دهند - و هم آیین های ملی و میراث تاریخی و تمدنی شان ارجمند و ستودنی.
فرهنگ ایران و ایرانیان ، چنان ظرفیت بزرگی دارد که می تواند جامع همه نیکی ها و خوبی های روزگار باشد: از دینی که از طرف پروردگار بر محمد امین (ص) نازل شده ، تا رسم ها و آموزه های کهن ایرانی و تا دستاوردهای جدید علمی؛ همه و همه را می پذیرد و گرامی می دارد و آن کس که بکوشد دین شان را تحقیر کند یا آیین هایشان را بی مقدار شمارد یا علم شان را ندیده بگیرد ، قطعاً از سوی ایرانی ها ، دوست داشته نمی شود.
لذا هر کس که به عنوان مثال ، بر عاشورا و غدیر بتازد یا نوروز را بکوبد یا دستاوردهای دانشمندان معاصرایرانی را انکار و تحقیر نماید ، نمی تواند از ملت ایران انتظار دوستی و ارجمندی داشته باشد.
صدا و سیما نیز ، بهتر است خطای نوروزی خود را اصلاح کند و به جای بی توجهی به توجهات ملی ایرانیان، با آنان همراهی کند و همچنان نوروز و تحویل سال را گرامی بدارد و به آیین های ایرانی احترام بگذارد و الا عنوان "رسانه ملی" هرگز شایسته رسانه ای نخواهند بود که به آیین های ملی بی احترامی می کند.
منبع: عصر ایران

