سا و ا لا نیم
s a v a l a n i m
جمعه یازدهم بهمن 1387
کوتاه ترین داستان عشقی ...
روزی مردی از یک دختر پرسید: 
آیابا من ازدواج میکنی؟
دختر جواب داد:
نه ........................
و از آن پس مرد شاد زیست،
به ماهیگیری و شکار رفت،
کلی گلف بازی کرد،
آبجو نوشید و هر جا که خواست رفت
و هرچقدر خواست خوابید.
نوشته شده
در 13:47 | لینک ثابت
•

